تفاوت دیدگاه ابن تیمیه با علمای اهل سنت در صفت « معیّت » پروردگار !!
دیدگاه علمای اهل سنت در صفت «معیت»:
صفت «معیت» در آیات و روایات[1]در مورد خداوند به کار رفته است. علمای اهل سنت، این صفت را به تاویل برده اند و آن را کنایه از علم و سمع و بصر و قدرت خداوند دانسته اند. در ادامه برخی از اقوال علمای اهل سنت در تفسیر آیه چهارم از سوره مبارکه حدید بیان می شود.
ابن رجب حنبلی می نویسد:
« فقال من قال من علماء السلف حینئذ: إنما أراد أنه معهم بعلمه.[2] وحکى ابن عبد البر وغیره إجماع العلماء من الصحابة والتابعین فی تأویل قوله (وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ) أن المراد علمه.» [3]
ترجمه: «علمای سلف گفتند مراد این است که خداوند با علمش همراه مخلوقات است. و ابن عبدالبر و غیر او حکایت کردند که علمای صحابه و تابعین، در تاویل آیه اجماع دارند و مراد از آن را علم خداوند می دانند.»
ابو حیان اندلسی می نویسد:
« وَهَذِهِ آیَةٌ أَجْمَعَتِ الْأُمَّةُ عَلَى هَذَا التَّأْوِیلِ فِیهَا، وَأَنَّهَا لَا تُحْمَلُ عَلَى ظَاهِرِهَا مِنَ الْمَعِیَّةِ بِالذَّاتِ».[4]
ترجمه: امت اسلام در تاویل آیه اجماع دارند و همگی بر این باورند که آیه بر ظاهرش که معیت بالذات است، حمل نمی شود ».
فخر رازی می نویسد:
« فَقَدِ انْعَقَدَ الْإِجْمَاعُ عَلَى أَنَّهُ سُبْحَانَهُ لَیْسَ مَعَنَا بِالْمَکَانِ وَالْجِهَةِ وَالْحَیِّزِ، فَإِذَنْ قَوْلُهُ: وَهُوَ مَعَکُمْ لَا بُدَّ فِیهِ مِنَ التَّأْوِیلِ».[5]
ترجمه: به تحقیق معیت خداوند مکانی نیست و در این مساله اجماع است. بنابراین چاره ای از تاویل در این آیه نیست.»
ابن عطیه می نویسد:
«وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ معناه بقدرته وعلمه وإحاطته. وهذه آیة أجمعت الأمة على هذا التأویل فیها».[6]
ترجمه: او با شما است هر کجا باشید. معنای سخن خداوند این است که او با قدرت و علم و احاطه اش با شما است. و این آیه از آیاتی است که امت بر تاویل در آن اجماع دارند. »
قرطبی می نویسد:
« (وهو معکم) یعنی بقدرته وسلطانه وعلمه... وقد جمع فی هذه الآیة بین (استوى على العرش) وبین (وهو معکم) والأخذ بالظاهرین تناقض فدل على أنه لا بد من التأویل، والإعراض عن التأویل اعتراف بالتناقض».[7] ترجمه: « او با شما است یعنی با قدرت و سلطنت و علم. و در این آیه بین دو صفت استواء و معیت، جمع شده است و اخذ به ظاهر هر دو موجب تناقض است. لذا چاره ای غیر از تاویل نیست.»
با توجه به عباراتی که از علمای اهل سنت بیان شد، این نتیجه حاصل می شود که علمای سلف و خلف بر این باورند که صفت معیت نمی تواند بر معنای واقعی آن یعنی همراهی ذات پروردگار با مخلوقات است، حمل شود و لذا آن را تاویل کرده اند و به معنای علم خداوند دانسته اند.
دیدگاه ابن تیمیه:
دانسته شد که علمای اهل سنت، دست از معنای حقیقی صفت معیت برداشته و آن را بر معنای مجازی حمل کرده اند. در حالی که ابن تیمیه نه تنها با علمای اهل سنت مخالفت نموده و این صفت را بر معنای حقیقی اش حمل کرده است، بلکه فهم خودش را بر آنان تحمیل می کند و می گوید: علمای گذشته نیز این صفت را تاویل نکرده اند و معیت را بر معنای واقعی آن حمل کرده اند.
عبارات ابن تیمیه در کتاب «الفتوى الحمویة الکبرى» این است: « فالله مع خلقه حقیقة، وهو فوق عرشه حقیقة.... وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ دل ظاهر الخطاب على أن حکم هذه المعیة ومقتضاها أنه مطلع علیکم، شهید علیکم ومهیمن عالم بکم وهذا معنى قول السلف: إنه معهم بعلمه.[8]
ترجمه: پس خداوند حقیقتاً با مخلوقاتش است و حقیقتاً بر روی عرش قرار داد. ظاهر خطاب ﴿وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ﴾ این است که همراهی خداوند با شما به این معناست که او بر شما مطلع است و شاهد بر شماست و مسلط و عالم به شما است و این معنای قول عالمان گذشته است که گفته اند: خداوند با علم به همراه مخلوقات است»
جالب این است که این مخالفت با اجماع، از چشم ابن عثیمین مخفی نمانده و وی به خوبی متوجه شده است که دیدگاه ابن تیمیه ، مخالف با آن چیزی است که از علماء نقل شده است. چنانچه وی در این رابطه می نویسد:
« هل المعیة حقیقیة أو هی کنایة عن علم الله عز وجل وسمعه وبصره وقدرته وسلطانه وغیر ذلک من معانی ربوبیته؟ أکثر عبارات السلف رحمهم الله یقولون: إنها کتابة عن العلم وعن السمع والبصر والقدرة وما أشبه ذلک. واختار شیخ الإسلام فی هذا الکتاب وغیره أنها على حقیقتها، وأن کونه معنا حق على حقیقته، لکن لیست معیته کمعیة الإنسان للإنسان.[9]»
ترجمه: « آیا همراهی پروردگار با مخلوقات حقیقی است؟ یا اینکه مراد از معیت، کنایه از علم و سمع و بصر و قدرت و سلطنت خداوند است؟ اکثر علماء گذشته بر این باروند که این صفت کنایه از علم و سمع و بصر و قدرت خداوند است. در حالی که ابن تیمیه در این کتاب و در غیر آن بر این باور است که این صفت بر معنای حقیقی اش استعمال شده است و لکن معیت خداوند، مثل و مانند معیت انسانها با یکدیگر نیست».
نتیجه:
با مقایسه دیدگاه ابن تیمیه با اقوال علمای اهل سنت به این نتیجه رسیدیم که آنان بالاجماع صفت معیت را تاویل کرده اند و آن را کنایه از علم، سمع، بصر و قدرت خداوند می دانند. درحالی که ابن تیمیه معیت حقیقی را مراد گرفته و نه تنها با آنان مخالفت می کند، بلکه نظر خود را نیز بر آنان تحمیل می کند.
منابع:
ابن العثیمین، محمد بن صالح، شرح العقیدة الواسطیة، المحقق: سعد فواز الصمیل، دار ابن الجوزی، الریاض، المملکة العربیة السعودیة، الطبعة: الخامسة، 1419هـ
ابن تیمیه حرانی، احمد، الفتوى الحمویة الکبرى، المحقق: حمد بن عبد المحسن التویجری، دار الصمیعی، الریاض، الطبعة الثانیة 1425هـ
ابن رجب، عبد الرحمن ابن شهاب الدین، فتح الباری، تحقیق: أبو معاذ طارق بن عوض الله بن محمد، السعودیة، دار ابن الجوزی، الطبعة الثانیة، 1422هـ
قرطبی، محمّد، الجامع لأحکام القرآن، تحقیق: أحمد البردونی وإبراهیم أطفیش، دار الکتب المصریة، القاهرة، چاپ دوّم، 1384ق.
ابن عطیه اندلسی، عبد الحقّ، المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، تحقیق: عبد السلام عبد الشافی محمد، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اوّل، 1422ق.
[1] « هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یَعْلَمُ مَا یَلِجُ فِی الْأَرْضِ وَمَا یَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا یَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا یَعْرُجُ فِیهَا وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ». سوره حدید آیه4.
« حدثنا محمد بن یوسف، حدثنا سفیان، عن عاصم، عن أبی عثمان، عن أبی موسى الأشعری رضی الله عنه، قال: کنا مع رسول الله صلى الله علیه وسلم، فکنا إذا أشرفنا على واد، هللنا وکبرنا ارتفعت أصواتنا، فقال النبی صلى الله علیه وسلم: «یا أیها الناس اربعوا على أنفسکم، فإنکم لا تدعون أصم ولا غائبا، إنه معکم إنه سمیع قریب، تبارک اسمه وتعالى جده ». بخارى، محمّد، صحیح البخاری، ج4، ص57.
[2] ابن رجب، عبد الرحمن ابن شهاب الدین، فتح الباری، ج2، ص331.
[3] همان، ج2، ص332.
[4] ابو حیان اندلسی، محمد، البحر المحیط فی التفسیر، ج10، ص101.
[5] فخر الدین رازی، محمّد، مفاتیح الغیب، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ سوّم، 1420ق. ج29، ص449.
[6] تفسیر ابن عطیة = المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز (5/ 257)
[7] تفسیر القرطبی (17/ 237)
[8] ابن تیمیه حرانی، احمد، الفتوى الحمویة الکبرى، ج1، ص521.
[9] ابن العثیمین، محمد بن صالح، شرح العقیدة الواسطیة، ج1، ص402.