رحیم صبور

معارف،بررسی،نقد،تحلیل

رحیم صبور

معارف،بررسی،نقد،تحلیل

رحیم صبور

هجمه دشمن از طریق فضای مجازی و وارد کردن شبهات بر پیکره مذهب شیعه و انقلاب اسلامی نشان از حرکت صحیح و رو به جلو شیعه و انقلاب است. امید است همه اهالی دغدغه مند انقلابی فعال در فضای مجازی، هر یک به سهم خود در راستای کمک به آرمان های انقلاب و مذهب حقه شیعه گامی هر چند کوچک جهت هدایت قشرهای مختلف خصوصا جوانان برداشته و وظیفه خویش را در این راستا ایفا نمایند. ارادتمند شما صبور

یک سوال از مدعیان ازدواج ام کلثوم با عمر

سه شنبه, ۱۷ فروردين ۱۳۹۵، ۰۳:۱۸ ب.ظ

سؤالات بی جواب از طرفداران ازدواج ام کلثوم با عمر بن خطاب
مدعیان ازدواج عمر بن خطاب و ام کلثوم برای طبیعی جلوه دادن این ازدواج و اثبات رابطه نیک بین امیرمؤمنان علیه السلام و عمر بن خطاب، روایات نادرست ، رکیک و مستهجنی را نقل کرده‌اند؛ از جمله مدعی شده‌اند که عمر بن خطاب پنجاه ساله ، ام کلثوم هفت ساله را نزد خود خواند، دامن او را بالا زد ، صورت او را بوسید و ...
خطیب بغدادى(متوفای463هـ) از دانشمندان پرآوازه اهل سنت در کتاب تاریخ بغداد با کمال افتخار این روایت را نقل کرده است:

«علی (علیه السلام) دخترش را آرایش کرد و نزد عمر فرستاد، عمر هنگامى که او را دید، به سوى او آمد و ساق پاى او را گرفت و به او گفت: به پدرت بگو، راضى شدم، راضى شدم، راضى شدم. و امّ‌کلثوم نزد پدرش آمد، امام از او پرسید: عمر به تو چه گفت: امّ‌کلثوم عرض کرد: مرا صدا زد، و بوسید!، هنگامى که بلند شدم، ساق پایم را گرفت! گفت: از جانب من به پدرت بگو، راضى شدم».
تاریخ بغداد، ج6، ص 182، ناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت.

                      ⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️

زشتى این عمل به حدى بوده که حتى صداى طرفداران را نیز درآورده و به قول معروف آش آن قدر شور شده که صداى آشپز هم در آمده است.
سبط ابن الجوزى در این باره مى‌گوید:
«جدّ من در کتاب منتظم نقل کرده است که علی (علیه السلام) امّ‌کلثوم را نزد عمر فرستاد تا او را بنگرد؛ اما عمر ساق پایش را برهنه کرد و با دستش آن را لمس کرد. به خدا قسم چنین چیزى قبیح است، حتى اگر او کنیز بود، عمئر حق نداشت این کار را انجام دهد؛ چرا که به اجماع مسلمین دست زدن به زن نامحرم جایز نیست».
تذکرة الخواص، ص288 ـ 289، ناشر: مؤسسة أهل البیت ـ بیروت، 1401هـ ـ 1981م.


آیا سزاوار است که به امیرمؤمنان علیه السلام چنین نسبت‌هاى ناروایى داده شود؟ آیا آن حضرت دخترش را پیش از ازدواج و محرمیت به چنین دیدار شرم آورى مى‌فرستد؟
ما نیز به جعلی بودن این روایات یقین داریم؛ اما از آن‌جایى که برترین دانشمندان سنى؛ از جمله شمس الدین ذهبى و ابن حجر عسقلانى با آب و تاب فراوان، این مطالب را مطرح کرده‌اند، از آن‌ها مى‌پرسیم:

چگونه است که یک دختر خردسال زشتى چنین عملى را درک مى کند؛ اما خلیفه مسلمین آن را درک نمى‌کند؟
آیا سزاوار است که جانشین رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) چنین عملى را انجام دهد؟
اگر این عمل را نمى‌پسندید، چرا آن را در حق ناموس رسول خدا نقل مى‌کنید؟


تحدی: یک روایت معتبر از هر منبعی از منابع مسلمانان بیاورید که داستان این خواستگاری و ازدواج را به صورتی نقل کرده باشد که: الف: اهانت و دست درازی به ناموس رسول خدا صلی الله علیه وآله در آن نباشد؛ ب: خواستگاری و ازدواج به صورت طبیعی اتفاق افتاده باشد؛ ج: رابطه نیک بین امیرمؤمنان علیه السلام و خلیفه دوم را ثابت کند.

💡 #قضاوت با شما

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی